سرخط خبرها
امروز: پنج شنبه, ۱۵ خرداد , ۱۳۹۹ | ۱۹:۵۶:۱۳آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۵/۰۴/۰۵ ،‌ ۰۱:۰۵
۰۳ آذر ۱۳۹۴در ۱۰:۱۱ ب.ظ تعداد بازدید: 364 بازدید کد خبر:4565 ایمیل خبر ایمیل خبر چاپ خبر چاپ خبر

فرهنگ همان اقلیم است

0

ناصر کرمی

آتا آنلاین ،اینکه شیوه زندگی انسان بسیار وابسته است به اقلیم و محیط جغرافیایی البته نکته تازه ای نیست. حتی در سخنان ارسطو و افلاطون هم می توان اشاراتی صریح در این باب دید. 

به گزارش آتا ،ابن خلدون هم بحث مفصلی دارد در همین باره. شاید مهم ترین چالش دانش جغرافیا در ابتدای قرن حاضر هم واکاوی تاثیر اقلیم بر شکل گیری فرهنگ و مدنیت بود. آنچه که موجب شد جغرافیا عملا بین جبرگرایان و فن سالاران (آنها که می گویند انسان با تکنیک و ابزار می تواند هر محیطی را مقهور خود سازد) دو پاره شود. در نیمه قرن، بشر به ماه رفت و با بهره گیری از انواع فناوری ها توانست امکان سکونت راحتتر و حتی بهره برداری کشاورزی از بسیاری اراضی پیشتر بایر، از بیابان های نوادا و آریزونا و عربستان تا دشت های یخ زده آلاسکا و سیبری را فراهم کند. پس به نظر می رسید در ابتدای قرن بیست و یکم باید جغرافیدانان جبرگرا کاملا واپس نشسته باشند. اما عجیب این است که هم اکنون اتفاقا در صدر مصطبه جغرافیای مدرن افراطی ترین جغرافیدانان رادیکال نشسته اند: نو مالتوسیست ها و مدعیان خط همدمای ۲۱ درجه. گروه اول می گویند اینکه در کشاورزی چندان تحول تکنولوژیک چشمگیری رخ نداده و تولید مواد غذایی چندان همپای دیگر ابداعات تکنولوژیک پیش نرفته و اینکه به خاطر یک میلیارد انسان گرسنه بشر با وجود همه پیشرفت های علمی با بزرگترین قحطی تاریخ دست به گریبان است نشانگر آن است که در نهایت محدودیت منابع زیستی حرف اول را می زند و بشر فقط تا حد محدودی توانسته از این محدودیت ها عبور کند. اما مدعای معتقدان به تاثیر خط همدمای ۲۱ درجه از این هم عجیب تر است: آنها می گویند تمدن و رفاه هیچ ربطی به سیاست و اقتصاد و تکنولوژی و مدیریت و برنامه ریزی و اساسا دانش و فرهنگ بشری ندارد. تمدن فقط در جایی حاصل می شود که بیشینه دمای گرمترین ماه سال آن حدود ۲۱ درجه باشد. آنها برای این ادعای به ظاهر پرت و ناپذیرفتنی دو دسته مستندات غیر قابل انکار دارند: شواهد تاریخی و مصادیق جغرافیایی. خط همدمای ۲۱ درجه ۲۰۰۰ سال پیش در حوالی مدار ۳۳ درجه مستقر بوده، بعد به تدریج حرکت کرده و الان به حوالی مدار ۶۰ درجه رسیده. در آن زمان تمدن بر نواری از کشورهای حوزه جنوب مستقر بوده، هند و ایران و بین النهرین و مصر و در آن سوی زمین حتی تمدن های آزتک و مایا در آمریکای مرکزی. در طول زمان با حرکت تدریجی این خط به سمت شمال به تدیج ستاره اقبال این کشورها غروب کرده و سرانجام کار به آنجا رسیده که هم اکنون خورشید مدنیت و رفاه به تمامی در عرض های بالا بدرخشد: اروپای شمالی و قطاع مرکزی آمریکای شمالی در نیمکره شمالی و نوار باریکی در جنوب استرالیا و نیوزیلند و شهر ژوهانسبورگ در نیمکره جنوبی. به شکل منظمی از شمال به سمت جنوب و از مناطق سردسیر به سمت مناطق گرمسیر شاخص های رفاه و مدنیت رو به تنزل می گذارد و کشورها چشم اندازهای ناپایدارتر و پرتنش تر پیدا می کنند. تاریخ و جغرافیا می گوید نظریه خط همدمای ۲۱ درجه بسیار قابل درنگ است. اینکه چرا اینگونه است دلایل پیچیده ای دارد: ترکیب دمای معتدل اگر با بارش مناسب همراه شود بیشترین زادآوری زیستی را فراهم می کند. از سوی دیگر دمای ۲۰ درجه مناسب ترین دما برای فعالیت انسان است. در این دما تقریبا تمامی انرژی انسان صرف کار و فعالیت می شود. اما به طور منظم با هر درجه افزایش دما تقریبا دو درصد انرژی انسان صرف انطباق با محیط خواهد شد. برای مثال کسی که در گرمای ۴۰ درجه کار می کند حدود ۴۰ درصد توان جسمی او صرف انطباق با محیط و ۶۰ درصد آن صرف کار می شود. به همین خاطر اساسا بهره وری کار در مناطق گرمسیر خیلی پایین تر است. از سوی دیگر برای انسان انطباق با سرما آسان تر و کم هزینه تر است. فضای بسته ای با دمای صفر درجه سانتی گراد را آسانتر و کم هزینه تر و با ابزارهای در دسترس تر می توان به ۲۰ درجه رساند در حالی که رساندن دمای فضایی با ۴۰ درجه به ۲۰ درجه پرهزینه تر است و نیازمند ابزارهای پیچیده تری هم هست. امروزه دانش جغرافیای روان شناختی و به خصوص شاخه جدید آن روانشناسی تغییر اقلیم دستاوردهای تازه ای در این باره ارائه کرده است: از دیرباز گفته می شده که مردمان اقالیم مختلف طبایع متفاوت دارند. سردسیری ها سختکوش تر و گرمسیری ها تنبلترند. گرمسیری ها از سوی دیگر با عارضه فیزیولوژیک ضعف غده کنترل کننده میل جنسی روبرو هستند. به همین خاطر دوگانه برآوردن میل جنسی-کنترل میل جنسی در مناطق گرمسیر به مسئله ای پر چالش تبدیل می شود که بعضا حتی عاملی تاثیرگذار در شکل گیری الگوی سیاسی- فرهنگی جامعه است.

چشم انداز و خشکسالی

همه اینها یعنی اینکه اقلیم فقط حوزه ای در محیط زیست و یا مسئله ای برای بخش های خاصی از اقتصاد مثل کشاورزی یا اسکان و غیره نیست. اقلیم عامل اصلی شکل دهنده چشم انداز و فرهنگ است. فرهنگ به معنای مجموع همه دستاوردهای مدنی و ذهنی انسان و آنچه که چشم انداز زندگی او را می سازد. از این نظر تغییر اقلیم در ایران و تبدیل آن به سرزمینی گرمتر و خشکتر می تواند مهمترین انگاره در تبیین چشم انداز آینده اقتصاد و سیاست ایران باشد، که متاسفانه نیست چون مولفه اقلیم، جغرافیا و محیط زیست هیچ وقت جایی در ساحت روشنفکری ایران نداشته است. تاسفبارتر اینکه تحولات پست نرمال اقلیم ایران حتی هنوز مورد توجه حوزه آکادمیک مرتبط قرار نگرفته و غالبا دیده می شود که مفسرانی با آمار و مستندات دوران نرمال دست به پیش بینی دوران پست نرمال می زنند. موضوعی که خود مجال مفصلی برای بحث می خواهد. اما بزرگترین مسئله این است که این تغییر اقلیم (دست کم ۲۰ درصد کاهش بارش متوسط و ۲ درجه افزایش دمای متوسط ایران) چه تاثیری بر آینده ایران خواهد گذاشت؟ در باره اثر اقتصادی این تغییر، و به ویژه نقش آن در بروز بحران آب بسیار گفته شده است. اما قطعا تاثیر بزرگتر و پر هزینه تر و غیر قابل مهارتر تغییر الگوهای روان شناختی و اجتماعی ایران به واسطه ورود به دوران پساخشکیدگی یا پست نرمال اقلیمی است. شواهد تاریخی و جغرافیایی می گویند جامعه ایرانی به شدت با این تهدید روبروست که به جامعه ای افراطی تر، رادیکالتر، خشونت زده تر و ناشکیباتر تبدیل بشود. خوشبختانه ما در زمینه منابع آب چندان مسئله ای با همسایگانمان نداریم. پس وارد خشونت های منطقه ای نخواهیم شد. آنچه که سرنوشت اجتناب ناپذیر عراق و سوریه و ترکیه تلقی می شود. اما قابل پیش بینی است که تعطیلی بخش عمده ای از اراضی کشاورزی و بروز موج تازه مهاجران فقیر روستایی به شهرها از سویی تنازعات ناحیه ای را گسترش دهد و از سوی دیگر شهرها را در تنش روزافزون دوگانه های فقر و غنا- روستایی و شهری- حاشیه نشین و مرکزنشین- سنتگرایان و متجددان و تنازعات دیگری همچون تنازع بقا بین کارگران یدی ایرانی و خارجی فرو ببرد. از سوی دیگر تجربه سالیان اخیر نشان می دهد که خشکیدگی و خشونت میل به هم افزایی دارند. کشورهای دچار خشکیدگی و بحران آب کمابیش دچار ناپایداری و خشونت گستری و تنش شده اند. در تصاویر ضمیمه این مطلب به مستنداتی در این باره اشاره شده است. به هر رو اثر خشکسالی به خشکیدن تالاب و بازنیامدن پرندگان کوچنده منحصر نمی شود. اینکه صدوپنجاه سال پس از انقلاب مشروطه اسیدپاشی به مسئله ای در جامعه ایران تبدیل می شود، مسئله ای که ما به ازاهای متعدد و مشابه بسیار دارد، می تواند قابل درنگ باشد.

۱. متوسط دمای جهان در ماه جولای. سرخترها گرمسیری ها هستند و رنگ لیمویی به تقریب کشورهایی که نزدیکترین دما را به متوسط ۲۱ درجه دارند. میبینیم که توزیع رفاه و مدنیت در جهان چقدر نظم جغرافیایی و منطق اقلیمی دارد.

۲. این پیش بینی می گوید خشکیدگی ایران و همسایگان آن برگشت ناپذیر است و این کشورها نباید منتظر ترسالی های تازه باشند. بر اساس این پیش بینی IPCC  (پانل بین دولتی تغییر اقلیم) سه درجه افزایش دما و ۳۰ درصد کاهش بارش سرنوشت اجتناب ناپذیر ایران است.

 

 

 

۳. ارتباط بین احساس خوشبختی و دما.

۴. نمودار روند رشد خشونت و تروریسم در خاور میانه. نکته مهم این است که فراز و فرود این روند دقیقا انطباق دارد با روند خشکسالی در این منطقه. همچنانکه می بینیم دو نقطه اوج بروز خشونت ها هم زمان با شدیدترین خشکسالی ها یعنی نیمه دهه نود و نیمه دهه ۲۰۱۰ رخ داده اند.

۵. سهم خاورمیانه در خشونت جهانی. وجه مشترک خشونت زده ترها و البته نقطه های اوج بروز خشونت خشکسالی است.

 

 

۶. یک مقایسه جالب. ده کشور جهان که با بیشترین خشونت روبرو هستند و ده کشوری که بیشتر دچار بحران آب و خشکسالی هستند. خشکسالی و خشونت به شدت میل به هم افزایی دارند.

 

 

۷. خشکسالی چطور تبدیل به خشونت می شود؟ این نمودار چنین روندی را نشان می دهد. خشکسالی در ابتدا امری است مربوط به هوا. اگر تداوم و شدت نداشته و یا به واسطه سوء مدیریت در مصرف منابع آب به امری ژئومورفولوژیک تبدیل نشود می تواند همچنان به مسئله ای مربوط به هوا باقی بماند. در غیر این صورت در ابتدا با اثرگذاری بر منابع آب به خشکسالی هیدرولوژیک تبدیل می شود، با کاهش رطوبت خاک مرحله بعد یعنی خشکسالی کشاورزی شروع می شود، تداوم این وضعیت می تواند بحران اقتصادی و حتی قحطی و مرحله بعد خشکسالی را ایجاد کند. خشکسالی اقتصادی ساختارهای فرهنگی و اجتماعی را هم به تدریج تغییر داده و در نهایت باعث تغییر روانشناختی مردمان خشکی زده می شود و از آنها انسان هایی افراطی تر و خشونت طلبتر به جا می گذارد.

 

 

 

۸. پراکنش تنش آب در جهان. ایران در قلب منطقه سرخ قرار دارد. هم ایران و هم همسایگانش.

منبع :ایرن

نظرسنجی

    به نظر شما علت اصلی کم شدن گرایش مردم به کتاب و کتابخوانی چیست ؟

    نتایج نظرسنجی

    Loading ... Loading ...
به روایت تصویر
چند رسانه ای
پیشخوان روزنامه ها